سلام سلام سلامممممممممممممم
خوش اومدید دوست جونام 
حالتون خوبه ، خدارو شکر .... مرسی منم خوبم ....
بچه ها واقعا مرسی بابت کامنت های قشنگتون
خیلی خوشحال میشم وقتی اونا رو میخونم ...
تو آپ قبلی بچه ها گفته بودن که چرا وقتی وبلاگت در مورده ریتیکه تو از ریتیک خبر نمیزاری... خوب بچه ها جون وقتی من میبینم که زیاد خبری از ریتیک نیست و اونایی هم که هست بچه ها قبل از من همرو نوشتن دیگه چی برای من میمونه ...منم میتونم همونا رو دوباره تکرار کنم ...ولی خوب چه کاریه؟...دوست جونام همرو گفتن دیگه ... ولی خوب من که تو هر آپم ازش براتون عکس میزارم ... باشه از این به بعد یه کاریش میکنم ...
حالا برای اینکه
منو قبول کنید براتون یه سری ازش عکس میزارم و البته یه چیز دیگه ... به احتمال خیلی خیلی زیاد تو کریش ۲ بازیگر نقش مقابل ریتیک جونم باید رانی موکرجی باشه ...من تو زینیوز دیدم ولی دقیقا نمیدونم .... اگر بشه چی میشه زوج رانی و ریتیک یه زوج فوق العادست که خیلی خوب تونستن خودشونو نشون بدن تو فیلم موجسه دوستی کروگی که چقدر هم طرفدار پیدا کردن و به زوج طلایی تبدیل شدن 
اینم عکسی از رانی و ریتیک جونم

فلشهایی از ریتیک جون 

/mdk%202.gif)
/mpdh%207.gif)
/mpdh%202.gif)
/yadein%201.gif)
/fiza.gif)
بقیه عکسهای عشقم





خوب خبر بعدی اینکه آیشواریا ۳ ماهه بارداره وداره مامان میشه 
ولی یه کم این آیش و آبشیک هول بودن چون دوست نداشتن که ریتیک جونم ازشون جلو بزنه ...حالا دیگه تقریبا بچه هاشون همسن میشن ولی خوب ریحان جون بزرگتره ...خدا کنه بچشون دختر بشه اونوقت با ریحان دوست بشه و عروسی کنن البته اگه دختره شبیه و مامانش بشه ( وای وای نریزید سرم آبشیکم خوشگله ) ولی اگه بچشون پسر بشه آمیت جی خودشو میکشه آخه نسلشو ادامه میده ...راستی فیلم THE LAST LEGION ( آخرین افسانه ) رو دیدم آیشواریا توش عالی بود و فیلم هم خیلی قشنگ بود ولی چون آیشواریا تو بالیوود بینند یه ذره احساس بیگانگی میکنه ...ولی در هر حال فیلم خیلی قشنگی بود و آیشواریا هم خیلی خوب تونسته بود از پس نقشش بر بیاد و تو هالیوود جا بیفته ... تو آپ بعدیم داستان فیلم رو برتو مینویسم چون داستان زیبایی داشت...

و جدیدترین مصاحبه با
در مورد چکده ایندیا ....

ـ چرا وقفه بين دان و چكده اينقدر طولانی شد؟
** من دان، چكده اينديا و ام شانتی ام رو همزمان فيلمبرداری می كردم. واقعاً ديوانه كننده بود. يك روز بايد اصلاح می كردم. يك روز ديگه بايد ريش می ذاشتم. البته KBC رو هم فراموش نكنيد. زمان هايی رو كه صرف KBC ميكردم اونقدر بود كه می تونستم به جاش يك فيلم بازی كنم. اما الآن به مدت 4 ماه وقتم آزاده و ميتونم به تعطيلات برم .
_ چالش چكده اينديا چيه؟
** اول از همه اينكه بازيگر نقش اول زن نداره. البته 16 دختر جوان داره كه با تمام احترامی كه براشون قائلم ولی نقش اول زن نبودند. همينطور ژانر ورزش در سينما يك ژانر معمول نبود. البته بجز Hip Hip Hurray, Lagaan, Iqbal و Hattrick . همچنين قهرمان اين فيلم واقعاً قهرمان نيست. من اون بازی كه در وير زارا انجام دادم اينجا انجام ندادم. اين فيلم يك فيلم ستاره محور نيست. يك love story نيست.
_ فكر نمی كنم بازيگر ديگه ای بوده باشه كه با 16 دختر تازه وارد بازی كرده باشه. اين در نوع خودش يك ركورد محسوب ميشه.
** اين يك ركورد جهانيه. ريشی كاپور می گفت با 23 دختر تازه وارد بازی كرده. حالا من ظرف يك سال با 17 دختر (به اضافه ديپيكا) كار كردم.
_ توجه به اين نكته كه همه اين دخترا طرفدار شمان، شما رو سر صحنه آشفته نمی كرد؟
** همه شون خيلی دوست داشتنی بودند. واقعاً سخت بود كه بخوام اسماشونو ياد بگيرم. چون تو به خاطر سپردن اسامی ضعيفم. ولی سعی كردم اسم فيلماشون يادم بمونه. بعضی هاشون وقتی من بازيگری رو شروع كردم حتی به دنيا نيومده بودن. برای همين بيشتر بهشون می خورد كه طرفدار جان آبراهام ، ريتيك روشن يا آبيشك باشند. اين واقعيت كه هيچ كدومشون بازيگر نبودند مورد پسند من بود. برخلاف كاجول و مدهوری كه من می تونم عكس العمل هاشونو حدس بزنم در مورد اونا نمی تونستم. چون هر كدوم عكس العمل متفاوتی از خودشون نشون ميدادند و منو با اين چالش مواجه می كردند كه می تونم به اين واكنش پاسخ بدم يا نه. شايد به خاطر همين خودمو تو اين فيلم دوست دارم.
_ ريش گذاشتنو دوست داريد؟
** ازش متنفرم. وقتی صورتم ريش داره اصلاً احساس نمی كنم كه تميز شدم. بايد بگم وقتی صورتتونو می شوريد آب روش می مونه و من احساس می كردم همچنان كثيفه. من آخر فيلمبرداری يك تيغ ريشتراشی با خودم می بردم و به محض اينكه شيميت پايان كارو اعلام می كرد فوراً صورتمو اصلاح می كردم.
_ با توجه به اينكه شما بيشتر فوتبال بازی می كنيد تونستيد خودتونو راحت با ورزش هاكی وفق بديد ؟
** هاكی بازی محبوب من در دوران مدرسه بود. هنوزم روزهای يكشنبه با بچه هام بازی می كنم. پدرم بازيكن هاكی بود. هاكی ورزش مشكليه و به مهارت زيادی نياز داره. من اين ورزشو از وقتی كه در من احساس ورزشكار بودن بوجود اورد دوست دارم.
_ چند نمونه از فيلم های ورزشي مورد علاقه تونو نام ببريد؟
** Any Given Sunday by Oliver Stone ، Escape to Victory and Shaolin Soccer،
اخيراً هم پسرم فيلم گل رو نشونم داد و واقعاً لذت بردم.
_ خبر رسيده كه شما از فيلم راضی نيستيد.
** ببينيد، شما نمی تونيد از كار كردن با شيميت امين ناراحت باشيد. اون خيلی با استعداد و دوست داشتنيه. من از زمانی كه آشوكا رو كار كردم و بيشتر از هر كس ديگه ای می شناسمش. من فيلمو به خاطر شيميت قبول كردم. پس چطور ميتونم مشكلی باهاشون داشته باشم؟
_ شما فيلمو ديديد. خوشتون اومد؟
** اگر من فيلمو دوست نداشتم بازی نميكردم. حالا اينكه مردم چه واكنشی نشون بدن دست من نيست.
_ راجع به مخاطبان چه نظري داريد؟ می تونيد پيش بينی كنيد فيلم پرفروش ميشه يا شكست ميخوره؟
** (با لبخند!) می خوايد حقيقتو بدونيد؟ من موفقيت يا شكست يك فيلم رو در روز سوم فيلمبرداريش می تونم پيش بينی كنم. و وقتی بگم پرفروش يعنی به شدت پرفروش و وقتی بگم شكست خورده يعنی به شدت شكست خورده . ببينيد، وقتی شما فيلمی می سازيد بايد مثل يك جنگجو فكر كنيد. اول نياز داريد كه خودتونو متقاعد كنيد كه حتماً پرفروش ميشه. اگر چنين موقعيتی بدست نياورد اونوقت بايد منتظر قضاوت مردم بشينيد.
_ اما از وقتی كه فيلماتون با فيلمهای قبلی خودتون مقايسه نميشه بلكه با فيلمهای ساير بازيگران مقايسه ميشه تحت فشار قرار نگرفتيد؟
** (با لبخند) طی دو سال گذشته من خودمو از فيلمهام جدا كردم. بعد از اكران فيلم ديگه نمی خوام بدونم فيلم چطور بوده، خوب فروش كرده يا نه. فشارها خيلی زياد بود و من مجبور بودم خودمو سوا كنم . وگرنه زير اين فشار له ميشدم. من همچنين می دونم كه با مخاطب باهوش و منصفی روبرو هستيم. می خوام باور كنم كه اين مخاطبان باهوش هستند كه منو به ستاره تبديل كردند. من فكر ميكنم مردم سطح فيلمها رو می فهمند. مثلاً چكده اينديا يك ديلواله دولهنيا له جاينگه نيست. مثل ديواله 12 سال دوام نداره و حكومت نميكنه. من خوشحال ميشم اگر با قلب ها ارتباط برقرار كنه و ان شاء الله فروش هم داشته باشه.
من سعي می كنم هر سال يك فيلم متفاوت داشته باشم و خيلی وقتا هم تو چاله ميفتم. ولی بايد اين روند رو ادامه بدم تا تو چاه نيفتم.
_ واكنشتون در قبال اين افتخار و احترامی كه فرانسوی ها نثارتون كردند چيه؟
** من فكر می كنم شبيه يك عاشق فرانسوی هستم. من از صميم قلب به عشق اونها احترام ميذارم.
_ ما هيچ وقت می تونيم خاطرات شما رو بخونيم؟
** (با خنده) نمی دونم. قبلاً راجع به من كتاب نوشته شده. اما بايد كاملش كنم.
_ KBC در چه حاليه؟
** امسال برنامه ندارم. می خوان يكسری فاكتور اضافه كنند، بعضی فاكتور ها رو تغيير بدن. استوديو و موسيقی رو عوض كنند. پس ميشه اواسط سال آينده وقتی همه اين كارا انجام بشه.
_ مشكل ترين قسمت های فيلمبرداری چكده اينديا كجا بود؟
** فيلمبرداري سكانس های ورزشی. فيلمبرداری يك صحنه ورزشی بطوريكه جذاب و جالب توجه باشه خيلی مشكل بود. با تمام احترامی كه برای همه فيلمبرداران اينجا قائلم اما فيلمبرداری يك فيلم ورزشی جسارت و شجاعت زيادی می خواد و متعاقباً اديتش هم خيلی مشكله.
_ اگر اين مشكل ترين قسمتش بوده اصلاً ساده ترين قسمتی هم وجود داشته؟
** بازيگری قسمت ساده اش محسوب ميشه.
_ شما نقش يك مربی هاكی رو بازی كرديد. دوست داشتيد در زندگی واقعی هم چنين نقشی رو داشتيد؟
** نه، دلم نمی خواد اينو بگم اما من خيلی سخت كار نكردم. مسير بازيگری من خيلی هموار بوده. من فقط راه خودمو ميرم و اون كاريو انجام ميدم كه قلبم بطور غريزی بهم ميگه. من برداشت متفاوتی از بازيگری دارم. اينو بارها گفتم، من خيلی در برداشت كاراكتری كه می بينم باوجدان نيستم. واضحه كه من يك بازيگرم و ملاحظه خيلی چيزهای اطرافمو می كنم و فقط سعی می كنم اونها رو به زاويه ای از يك فيلم تبديل كنم. اما واقعاً هرگز از كاراكتری الگو نگرفتم. اما آره رفتار و تفكرات مربی هايی كه بهمون درس ميدادن رو برای بازی رعايت كردم. اما بعضی وقتا بود كه من كار متفاوتی انجام ميدادم و اونا ميگفتن :"هی! اين همون چيزيه كه ما هم بايد در خودمون پرورش بديم."
_ مثل چی؟
** مثلاً گاهی اوقات ازشون می خواستم از نمادها يا علامت هايی برای حركت كردن استفاده كنند مثل كاری كه تو بازی راگبی يا بيسبال انجام ميشه.
_ بسيارخوب. شما با اين فيلم به جنبه ای فراتر از زندگی اشاره كرديد. اما اين فيلم تقريباً بازگشتی به فيلم هايی بود كه قبلاً هم انجام داده بوديد مثل گپی ها گپی نا.
** راستشو بخوايد من به مرحله ای رسيدم كه اگر تو فيلمی باشم ديگه اون فيلم، فيلم كوچكی نيست. منظورم اينه كه فقط يك فيلم كوچك نيست.
هستند تهيه كننده هايی كه بهم گفتند :"اگر تو تو اين فيلم نباشی، ما قادر نيستيم اين فيلمو بسازيم. از طرف ديگه يك نفر حتی بهم گفت، اگر تو تو اين فيلم نباشی من فيلمو نمی بينم. همين مسئله تعهد منو به سينما دوبرابر می كنه.
بله،اين فيلم يك كم زيادی واقع بينانه است. آهنگ نداره، قهرمان زن نداره، اما آره فراتر از زندگيه چون يك ستاره تجاری مقرر داره.
اما بعنوان يك بازيگر اينو قبول دارم. من گپی ها گپی نا رو در اون زمان بازی كردم چون كسی بابت فيلم بزرگتری بهم پول نمی داد اما الآن مردم پول ميدن تا فيلم های بزرگی بسازن پس ما هم فيلم های بزرگتر می سازيم.
_ آيا همزمان با بيشتر شدن سنتون احساساتتون دستخوش تغيير شده؟ آيا از قصد به دنبال كاراكترهای بالغ تر و جا افتاده تر هستيد؟
** نمی دونم. من تو "ام شانتی ام" واقعاً ابله و احمقم. يك بازيكن بالماسكه كه مدام كارای احمقانه می كنه. كارايی كه تو 18 سال گذشته انجام ندادم. نقش سوپرهيرويی رو بازی می كنم كه لباس های تنگ می پوشه و كارای عجيب غريب می كنه. بستگی به نقش داره. فكر می كنم تا جايی كه كسی مايل باشه به من فرصتی بده، آماده به كار باشم.
يك بار فرحان اختر بی مقدمه اومد پيشم و گفت:" من می خوام دان رو بسازم. دلم می خواد تو دان باشی." يا مردمی هستند كه وقتی منو می بينند ميگن ما دلمون برای اون شخصيت منفی "بازيگر" تنگ شده. اون شخصيت، اعمال و افكار من نبود. من فيلم نمی سازم من فقط توشون بازی می كنم. اگر كسی باورم داشته باشه اونوقت ميشه گفت اين شغلمه و می تونم اين باورو ابقا كنم.
_ بالاخره اين مخاطبه كه دلش می خواد شما رو در چه قالبی ببينه. طوری كه تصوير مشخصی از شما داشته باشه.
** من مقاله ای رو در مجله تايم می خوندم كه می گفت حدود 3.6 ميليارد نفر در اين دنيا منو می شناسند. يعنی چشمای زيادی كه منو مجبور می كنند به اين فكر كنم كه " می تونم فيلمی بسازم كه همه اين 3.6 ميليارد نفر دوست داشته باشند؟ می تونم ذهن و قلب همه كسانی كه منو دوست دارند رو بخونم؟ " و جوابم نه است. پس بهتره فيلمی بسازم كه خودم دوستش دارم. اگه اون شخصيت شكست خورد ، ساده ترين راهه برای اينكه بفهميد مردم از شما چی می خوان. اگر من فيلمی كار كردم كه خوب جواب نداد، اين من نيستم كه مردم دوستم ندارند، بلكه فكر می كنم فيلم بد بوده. و من اين جرأت رو دارم كه اعتراف كنم.
_ بعنوان يك بازيگر، گيشه هنوز هم باعث ضعف و دلسردی شماست؟
** به هيچ وجه. اگر فيلمی نتيجه خوبی نداشته باشه، شما با من مصاحبه نخواهيد كرد. من ديگه ستاره نخواهم بود. وقتي 10 روپيه بهمون برگرده يعنی يك نفر فيلمو ديده ، وقتي 10 ميليون دلار برگرده يعني 10 ميليون نفر فيلمو ديدن. پس اين مشكل جالبيه كه هر وقت فيلمی اكران ميشه ما باهاش دست به گريبانيم.
_ در چكده بيشترين تعداد بازيگر مقابلی رو رودررو داشتيد كه تابحال تجربه نكرده بوديد. ولي هيچ رومنسی در كار نيست. از شانس بد اوناست؟
** خوب اولاً اونا همه شون خيلی جوونن. من نمی گم من پيرم يا چيز ديگه اما اونا همه شون دخترای كوچكين. بعضی هاشون حتی وقتی من بازيگری رو شروع كردم بدنيا نيومده بودند. عشق زيادی تو فيلم به تصوير كشيده شده اما تمايلات عاشانه ای بين ماها نيست. صحنه های عشقی نداريم.
_ به هيچ وجه هيچ عشقی تو فيلم نيست؟
** من از بازی صحنه های روانتيك خيلی خجالت می كشيدم برای همين انجام ندادم. اونها خودشون زوج و دوست پسر دارند.
_ مقامات رسمی هاكی گفتند تو هند مردم به هاكی علاقه ندارند اما به تماشای شاهرخ علاقه دارند. اين يه جور احساس مسئوليت در شما ايجاد مي كنه؟
** من فكر نمی كنم بتونم دنيا رو عوض كنم اما در علم عرفان يه چيزی هست كه ميگه تو نيومدی تا دنيا رو عوض كنی اما اگر بتونی طرز فكر مردم اطرافتو عوض كنی همين كافيه. هدف اصلی من در زندگی بعنوان يك بازيگر، تهيه كننده يا هنرمند اينه كه شما رو سرگرم كنم. سعی می كنم به بهترين نحو ممكن يك فيلم سرگرم كننده بسازم. چه اين تغييرات تلنگری باشه برای مردم كه با چوب هاكی بيرون بيان و شروع به بازی كنند، چه اين اتفاق پيش نياد. من شك دارم كه چنين چيزی روی بده. اما اگر حتی دو، سه نفر بتونند بگن هاكی يعني چی، يا اصلاً ورزشكاربودن به چه معناست؟ اون وقت فكر می كنم وظيفه مو خوب انجام دادم.
خوب دوست جونام مصاحبه ی شاهرخ جونم تموم شد ...
اگه خسته نشدید یه مصاحبه ی دیگه براتون میزارم بخونید ....
مصاحبه ی کارن جوهربا NDTV ، من خوشم اومد گفتم برای شما هم بزارم تا آخرش بخونیدا ، جالبه ...

- سلام. من شكار گوپتا هستم و مهمون اين هفته ما كسی نيست جز ستاره ساز سينمای ما كارن جوهر. خوش اومدي كارن.
** متشكرم كه منو دعوت كرديد.
من معمولاً ميگم خوشحالم كه دعوت مارو پذيرفتيد!!
- شما الان منو دست انداختيد يا من اشتباه ميكنم؟
** من با افراد زيادی مصاحبه كردم كه به نظرگفتگوی عجيبی ميرسيد.
- به خاطر همين می پرسم: منو دست انداختيد يا من اشتباه كردم؟
** اشتباه كرديد. من اونقدرا هم بازيگر خوبی نيستم!
- شروع خوبی بود.
** اميدوارم جالب تر هم بشه!
- سعی می كنيم.
شما يه مدت فيلمهای شاد، لذتبخش، خيالی و غيرواقعی می ساختيد.
** آره بهشون می گفتند پارازيت، حباب تو خالی. خيلی چيزها بهم گفتند، حتماً ميدونی كه بهم می گفتند اون فقط فيلمهای خانوادگی ميسازه.
انتقادهای زيادی رو نثارم كردند. اما اين برچسب رو بهم زدند چون 4تا فيلم ساخته بودم.
- در آخر هم هميشه كل خانواده به هم ملحق می شدند. يه عكس دست جمعی آخر فيلم هميشه به چشم ميومد.
** خوب، تو اين آخری، من سعی كردم تمام اساس خانواده رو نابود كنم. اون تعبير من از ازدواج و خيانت بود.
- كاملاً هم موفق بوديد.
** بله، عكس العمل شديدی هم داشت. افرادی از فيلم متنفر بودند. و كسانی هم دوستش داشتند. و همچنين كساني كه از تماشاي فيلم احساس ناخوشايندي داشتند.
اما من حس كردم اين داستانيه كه بايد گفته بشه. پس خيلی خوشحالم كه اونو به سبك خودم بيان كردم.
اما آره من با يك سبك فيلم پيوند خوردم. چون همه فيلمهام با حرف K شروع ميشه. عنوانش 4 كلمه ايه و شاهرخ خان داره!!!
و همه شون بلا استثنا در خارج كشور فيلمبرداری شدند. برای همين ميگن كارن جوهر فيلم NRI (يعنی فيلم هايی می سازه كه باب طبع هندی های مقيم كشورهای ديگه باشه) ميسازه.
اما من هميشه ميگم كه يك دل و يك روح داريم كه من از اونها برای ساخت فيلمهام كمك ميگيرم.
اميدوارم مردم به اين قسمت بيشتر توجه كنند تا به برچسبی كه به فيلم خورده!
- اما من مطمئنم در كنار جنبه تجاری فيلم يك تسهيلاتی هم به فيلمهای NRI داده ميشه چون شما برای همه تا يك تاريخ معينی در يك هتل اقامت مي گيريد.
** اينم هست. می دونی، 3 ماه خارج كشور بودن و فيلمبرداری كردن كار بزرگيه. شما بايد با هم كار كنيد. و كسی نبايد كار ديگه ای انجام بده.
- راجع به حرف K بعداً صحبت ميكنيم. بذاريد راجع به NRI حرف بزنيم. شما فكر مي كنيد NRI قرار بوده از اول به چنين مركز بزرگی تبديل بشه؟
** نه اصلاً. من هيچ وقت اينطور فكر نميكردم. من حتی وقتی داشتم فيلم اولم كوچ كوچ هوتاهه رو ميساختم، به اين مسئله فكر نكرده بودم. من فقط به اين فكر ميكردم كه مخاطبان زيادی در خارج از كشور داريم. به نظر ميرسه وقتی دارم فيلم ميسازم بايد ذائقه يك مخاطب NRI رو هم در نظر بگيرم.
من برای هندی ها فيلم ميسازم. اونا می تونند هرجايی باشند. می تونند يا ساكن اينجا باشند يا Bihar.
- اما حالا NRI وجود داره و خيلی هم پرمنفعته.
** بله و خيلی هم قدره. بيشتر از اينكه NRI يك مركز تجاری باشه به يك مركز تجاری غيرآسيايی تبديل شده.
ما از هر نوع مليتی مخاطب داريم. آلمانی، فرانسوی، لهستانی. ما مخاطباني از كره و ژاپن هم داريم كه فيلم های مارو تماشا می كنند و به طرز شگفت آوری با اقتصاد سينمای ما همكاري می كنند.
اونا واقعاً روح اين سينما رو دوست دارند و باعث افتخار منند.
(
ما ایرانی ها رو فراموش کرد ، اونوقت ما خودمونو براشون میکشیم
)
- البته به خاطر موسيقی هم هست؟
** اونا هم موسيقی رو دوست دارند هم اون چيزی رو كه می بينند.
- و هميشه يك پايان خوش در انتظارشونه. اغلب اوقات.
** خارجی ها اينطور دوست دارند.
- اما در كار آخرتون تنها يك پايان خوش نداشتيد. دوتا يا سه تا و شايد هم دوتا و نصفی پايان خوش به چشم می خورد.
پايان كانك HAPPY END بود؟؟
** HAPPY END زياد داريم. من طعنه و كنايه چاشنی فيلم آخرم كردم.
يادم مياد كه كپی خوشی كپی غم رو به همراه فرانسوی ها، ايتاليايی ها و آلمانی ها در كن تماشا كردم ولی اونا نمی دونستند كه منم اونجا هستم.
اونا تصوری از وقفه بين فيلم نداشتند.
و وقتی فيلم متوقف شد و چراغا روشن شد، راه افتادند كه برن. در حاليكه می گفتند:"چه سرنوشت تاريكی، ما فكر نميكرديم باليوود اينقدر سياه باشه."
من بهشون گفتم:"فيلم هنوز تموم نشده."
ما احساسات درونی بسياری داريم. و تلاش می كنيم به رشته قلب های شما دست پيدا كنيم. نه مثل سينمای تيز و ماهرانه آنها.
اين همون چيزيه كه من فكر مي كنم اونها رو جذب كرده.
اونها احساس می كنند فيلمهای ما اثر درمانی داره.
- حرف موسيقی شد. من فكر ميكنيم يك گروه بزرگ ضربان اصلي اين بخشه.
شما هميشه يكی از اونها يعنی شاهرخ خان رو در فيلمهاتون به همراه داريد.
** موسيقی هندی بخوبی جهانی شده. اثر عظيم اين موسيقی همه جا فراگير شده.
من مردم زيادی رو می شناسم كه زبان هندی رو متوجه نميشن اما ضرب و آهنگ موسيقی مارو دوست دارند. ( مثل ما ایرانی ها )
من بيشتر از سينما موسيقی رو دوست دارم. من عاشق موسيقی های پرانرژی هستم و هميشه به آهنگسازايی كه باهاشون كار می كنم، ميگم آهنگ آروم نسازيد. من هيجان لحظه ای رو دوست دارم
- شما الآن 24 سالتونه. نه؟!؟!؟؟!
** نه، من 35 سالمه. موهامو رنگ كردم.
- پس الآن مشغول چه كاری هستيد؟
** من دارم فيلمنامه ای مي نويسم كه بايد براش تحقيقات زياد و منصفانه ای انجام بدم.
نمي تونم بگم فيلم سياسيه يا اجتماعی. اما در حقيقت يك لاو استوريه كه پيغام مهم و اصولی داره.
من اين فيلمو به همراه دختری بنام Shivani Bhatija (نويسنده فنا) كه در نوشتن كانك هم با من همكاری كرد، مي نويسم.
قراره سال آينده فيلمو شروع كنم.
- آيا قراره پنجمين فيلم از سری K رو بسازيد.
** خوب، K بخشی از زندگي منه.
- اسم خودتون هم با K شروع ميشه.
** در واقع 6 روز اول زندگيم اسمم راهول بود اما مادرم يه روز صبح بيدار شد و گفت:
"من اسم راهول رو دوست ندارم. می خوام اسم پسرم رو بذارم كارن."
- اما شما كه از يك كشور انتظار نداريد همگی نام K رو در ابتدای همه چيز به همراه داشته باشند؟!
**نه،نه. من نميگم حرف K برای همه كارسازه. اما برای من جواب ميده.
Suneeta Menon يكي از دوستان نزديكم و مشاور، راهنما و فيلسوف منه. اون يك بار حرفی زد كه هميشه تو ذهنم می مونه.
گفت:"از حرف K هيچ وقت جدا نشو چون عامل شانس و اقبال توئه."
- ديگه چه شايعه هايی تو ذهنتون باقی مونده؟! می دونيم كه عقل 35 ساله تون همواره در حال شايعه شنيدنه.
** خوب، در واقع من در ميانه راه ساخت فيلمهايی هستم كه قبلاً انجامشون نداده بودم.
من تا قبل از اين فقط فيلمهای خودمو كارگردانی كرده بودم. اما حالا دارم سعی می كنم تا كمپانی توليدات داخلی خودم يعنی Dharma Productions رو فراگير كنم.
من در ميانه راه كار كردن با فيلمسازان جوانترم.
- از اينكه ميگيد جوانتر خوشم مياد؟ بعضی از بازيكنان كريكت هند سنشون از شما بيشتره ولی حاضر نيستند جای خودشونو به جوونها بدن.
** اما من احساس ميكنم خيلی مسنم! به هرحال، من چيزی راجع به كريكت نمی دونم. و به اين واقعيت اصلاً افتخار نمی كنم.
من خيلی تلاش مي كنم كه اين روحيه ميهن پرستی رو هربار سر بازی های هند تقليد كنم و وانمود می كنم خيلی حاليمه!
- شما يه كار انيميشنی هم در دست داريد؟
** من روی انيميشن فيلم كوچ كوچ هوتاهه كار می كنم. اسمش كوچی كوچی هوتاهه هست.
- تو اين فيلم كی به جای كيه؟
** خوب، من اميدوارم صداهای اصلي فيلم رو داشته باشم. شاهرخ ، كاجول و رانی
- جذابترين چيز راجع به شما اينه كه بعد از همه اين فيلمها شما تازه 35 سالتونه. شما خيلی جوون بوديد وقتی اين كارو شروع كرديد. با چه سرعتی از يك فارغ التحصيل رشته فرانسه به يك طراح، و بعد يك كارگردان و بالاخره به يك تهيه كننده تبديل شديد؟؟
** وقتی بچه بودم رؤياهای زيادی داشتم. فكر ميكردم يك روزنامه نگار يا يك طراح مد ميشم. بعد فكر كردم شايد نويسنده بشم. بعد گفتم اصلاً بايد فيلم بسازم. وقتي در سطحی باشيد كه همه رؤياهاتون داره به حقيقت می پيونده تقريباً احساس ترس ميكنيد. اين برام لذتبخشه.
- پس تحول بعدی چه خواهد بود؟
** خوب، نمی دونم. اميدوارم رؤيای بهتری باشه.
- به عقيده ستاره ها، فيلمسازها بتی هستند كه می تونند خالق يك بت باشند.
** اين چيزيه كه شما حس ميكنيد چون يك دنيا رو مي سازيد.
رعدوبرق وقتی ميزنه كه بايد بزنه. بارون وقتی ميباره كه بايد بباره. مردم وقتی زندگي مي كنند كه شما ازشون بخوايد. وقتي ميميرن كه شما بخواين. در اين حالت احساس می كنيد كه قدرت در دستان شماست. اين سينماست و اغلب مردم اين قدرتو دارند.
- شما در طی زمانی كه در دست داشتيد دنيای سينما رو تغيير داديد، آيا اين زندگی رو برای كسانی كه دوستتون دارند راحت تر كرده؟
** با بازگشت به سال 97-1996 اين تحول بين نسلها وجود داشت. اما بطور ناگهانی نفوذ فيلمسازان جوان ايجاد شد.
- اما دوره ای هم بود يعنی در حدود دو دهه پيش كه اتفاقات خيلی كمی روی ميداد.
** دهه 80 بدترين دوران سينمای هند بود. نمي دونم چه اتفاقی افتاده بود. ما در دهه 40 و 50 در دوران درخشانی به سر می برديم. در دهه 60 در جايگاه قابل قبولی بوديم. دهه 70 جايگاه اقتصادي كشور در معرض خطر قرار گرفت. و مرد بزرگی كه تونست در اين دوره خودنمايی كنه آميتاب باچان بود.
دوران باچان به دهه 80 وارد شد. اما وابستگی بيش از حد به اون، ما رو به سمت كيفيت نامطلوبی سوق داد چون همه اونو می خواستند. به نظر همه در اون دوران سينما از نظر مضمون و كيفيت رنج می برد. بقيه تنبل شده بودند چون آميتاب همه كارها رو خودش به تنهايی انجام ميداد....
خوب دوستای گلم اینم مصاحبه ی پر باری از آقای K همون کارن جوهر خودمون
راست میگه ها تا حالا همه ی فیلمهاش موفق بودن و پر فروش ...
کوچ کوچ هوتاهه ، کابهی خوشی کابهی غم ، کال هونا هو ، کابهی الوداع نا کهنا و حالا که قراره خان رو بسازه ( این که اولش خ داره
) ولی از اونیکی لحاظ KH خونه میشه اولشم K داره
و همگی محشر بودن تا اونجایی که من خبر دارم قراره که کاجول و شاهرخ بازی کنن ولی کاجول گفته که این کاریه که عملی نخواهد شد ...
همگی میدونید که آجی نمیزاره من دوباره با شاهرخ همبازی بشم و به خاطر همین زندگیم من خیلی مهم تر از بازی کردنه در کنار شاهرخ...اه این آجی چقدر عقده ایه
مگه این بدبخت شاهرخ چی کارش کرده ...
خوب حرف کانک افتاد پس اینم معنی آهنگ کابهی الوداع نا کهنا ...

Tumko bhi hai khabar mujko bhi hai pataa
تو می دانی من هم می دانم
Ho raha hai juda donon ka raaseta
که راه ما دارد از هم جدا میشود
Door jaake bhi mujhse tu meri yaadon mein rehna
تو در خاطرات من زنده خواهی ماند(بود)حتی بعد از رفتنت
Kabhi alvida naa kehna
هرگز خداحافظی نکن
Jitni thi khushiyan sab kho chuki hai
با اینکه خوشیهایمان از دست رفته است
Bas ek gham hai ke jaata nehin
الان فقط یک غم وجود داردکه باقیست(نخواهد رفت)
Samjha kh dekha behla ke dekha
من سعی کردم این را بفهمم سعی کردم دلیلی برایش بیابم
Dil hai ke chain isko aaya nehin
ولی این دل به گونه ای است که انگارنمی خواهد ارامش پیدا کند
Ansoon hai kehai angaare
اینها اشک هستند یا شراره ی اتش؟
Aag hai ab ankhon se behla
انگار(به جای اشک)باران اتش از چشمانم می بارد
Kabhi alvida naa kehna
هرگز خداحافظی نکن
Ruth aa rahi hai ruth jaa rahi hai
فصل ها میایند و میروند
Dard ka mausam badla nehin
اما انگار فصل درد و رنج تمامی ندارد
Rang ye gham ka itna hai gehra
رنگ های غم واندوه بسیار عمیق(پر رنگ)است
Sadion bhi hoga halka nahin
ودرطی مدتها(قرن ها) کم رنگ نمی شود
Kaun jaane kya hona hai
کسی چه میداند قرار است چه اتفاقی بیافتد
Humko hai ab kya kya sehna
و ما دیگر چه چیز هائی را باید تحمل کنیم
Kabhi alvida naa kehna
هرگز خداحافظی نکن
Tumko bhi hai khabar mujko bhi hai pataa
تو می دانی من هم می دانم
Ho raha hai juda donon ka raaseta
که راه ما دارد از هم جدا میشود
Door jaake bhi mujhse tu meri yaadon mein rehna
تو در خاطرات من زنده خواهی ماند(بود)حتی بعد از رفتنت
Kabhi alvida naa kehna
هرگز خداحافظی نکن
Song Name: Hey Shona
Film Name: Ta Ra Ram Pam

Tumhein pata to hoga
تو بايد بدانی
Tum hi pe main fida hoon
كه من فدای تو می شوم
Tumhein hail jab se chaha
از زمانيكه آرزومند تو شده ام
Hawaon mein udta hoon
( انگار ) در نسيم پرواز می كنم
Tum hi mere har pal mein
تو هر لحظه متعلق به من هستی
Tum Aaj mein tum kal mein
تو امروز و فردای من هستی
Hey shona Hey shona
اي زيبا ( شونا به بنگالي معنی زيبا و همچنين عشق ميده)
Tumhein pata to hoga
تو بايد بدانی
Ke mere dil mein kya hai
كه در دل من چه چيزی هست
Chalo kahe deti hoon
بيا ، بگذار بگويم
Kabhi nahin Jo kaha hai
چيزی را كه قبلا نگفته بودم
Tum hi mere har pal mein
Tum Aaj mein tum kal mein
Hey shona Hey shona
تو هر لحظه متعلق به من هستی
تو امروز و فرداي من هستی
ای زيبا، ای زيبا
Tum jo gussa bhi karo
هر زمان كه تو عصبانی هستی
To mujhe pyaar lagta hai, jaane kyun
من عاشق تو می شوم، نمی دانم چرا!
Main to jo bhi kahoon
هر چه كه من می گويم
Tumhein ikraar lagta hai jaane kyun
تو فكر می كنی كه يك اقرار است، نمی دانم چرا!
Chhodo bhi ye ada
اين اداها را رها كن
Paas Aake zara
كمی نزديك تر بيا
Baat dil ki koi, keh do na
كمی از حرفهای دلت را بگو
Hey shona, Hey shona
ای زيبا، ا ی زيبا
Saari duniya KO chhod ke Maine chaaha hai, ik tumhein
اگر تمام دنيا را ترك كنم ، تنها آرزومند تو هستم
Maine zindagi se maanga hai to sirf maanga hai, ik tumhein
من از زندگی تنها تو را خواسته ام
Ab isi chah mein
اكنون در اين آرزو
Ab isi raah mein
اكنون در اين راه
Zindagi bhar mere, tum ho Na
تو در تمام زندگی با من هستی اينطور نيست؟!
Hey Shona, Hey shona
ای زيبا ، ای زيبا
Song Name: Tu Hi Meri Shab Hai
Film Name: Gangster

Tu Hi Meri Shab Hai Subha Hai Tu Hi Din Hai Mera
تو شب و صبح من هستی. و تو روز من هستی
Tu Hi Mera Rab Hai Jahaan Hai Tu Hi Meri Duniya
تو خدای من هستی و جهان من ، تو دنيای من هستی
Tu Waqt Mere Liye Main Hoon Tera Lamha
تو وقت من هستی ،اما من برای تو تنها لحظه ای هستم
Kaise Rahega Bhala Hoke Tu Mujhse Judaa
تو چطور می تواني از من دور بمانی؟
Ho Ho O O O O O O
Aankhon Se Padhke Tujhe Dil Pe Maine Likha
من از چشمان تو می خوانم و بر روی قلبم می نويسم
Tu Ban Gaya Hai Mere Jeene Ki Ek Wajah
كه تو دليل زنده ماندن من شده ای
Teri Hasi Teri Adaa Auron Se Hai Bilkul Judaa
خنده تو، اداهای تو، با ديگران متفاوت است.
O O O O Ho Ho
O O O O O O
Aankhen Teri Shabnami Chehra Tera Aaina
چشمان تو خيس از شبنم ( اشك) است و چهره تو مانندآيينه
Tu Hai Udaasi Bhari Koi Haseen Dastaan
تو يك داستان بزرگ و زيبای غم انگيز هستی
Dil Mein Hai Kya Kuchh Toh Bata
به من بگو چه چيز در قلب توست؟
Kyon Hai Bhala Khud Se Khafa
و چرا تو اينقدر از خودت عصبانی هستی؟
Ho Ho O O O O O O
اینم یه سری عکس از همه که طبق معمول همیشه باید تو آپام بزارم ...
رانی موکرجی
پریتی زینتا